خرید بک لینک
دلنوشته های یک دختر مهر ماهی(دخترپاییز)تراوشات ذهن مننگاه خاصشصدای خنده هایش، نگاه گیرایش چشمان خاصش دل دخترک را برده است. صدایش در گوشش میپیچد و دلش را گرم میکند. نمیداند تا کی میتواند این صدا را بشنود و دست های گرمش را حس کند. دلش را به دریا سپرده است میداند هیچ چیز آخرش معلوم نیست، ولی مگر میشود با فکر کردن به آخرش این لحظه ها را نادیده بگیرد. وقتی کنارش قدم میزند دلش قرص میشود و حس امنیت می کند.

برچسب: نویسنده: مریم صالحی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 11:39

دخترک سال جدید را کنار یارش سپری و شروع کرد. احساسات متفاوت را تجربه کرد. ترس،عشق، اشتیاق، شور و شوق.

دلش میخواد همپا باشد با یارش نمیداند توان همراهی با او را دارد نفسش میتواند به او برسد. میترسد نتواند همپا باشد و یار از دستش برود...

برچسب: نویسنده: مریم صالحی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 11:39

دنیا با همه بی رحمی اش همچنان میتازد و دل رنجور من را زخمی می کند. زندگی به من آموخت به هیچ کس و هیچ چیز نه می توان تکیه و نه میتوان امید بست. ای زندگی بی معرفت و بی رحمخودت میدانی به من چه میگذرد، فقط خودت میدانی... بلاتکلیفی دارد مرا مثل خوره میخورد.اکنون که دارم درد و دلم را مینویسم آسمان همچون چشمانم می بارد، صدای قطرات باران را بر روی شیشه میشنومم. انگار آسمان هم به حال من گریه می کند. بدجوری مریضم و تنهایی هم به این مریضی اضافه شده است. دیگر نتوانستم بغض فروخورده در گلویم را نگه دارم و دست

برچسب: نویسنده: مریم صالحی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 11:39

هر کسی لیاقت بودن در کنارت را ندارد. بگذار بروند انسان های قدرنشناس و بی ارزش از دور و برت. بگذار زندگی باز هم به جریان خودش ادامه دهد دیگر هرگز حال خوش خودت را به بودن انسان ها گره نزن بگذار وقتی از دستت دادند بدانند چه گوهر با ارزشی را از دست داده اند و حسرت روزهای باهم بودنتان را بخورند. بگذار انسان های بی ارزش دیگر کنارت نباشند. تو خودت را داری هر کسی لیاقت داشتن جواهری مثل تو را ندارد. #دختر_پاییز

برچسب: نویسنده: مریم صالحی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 11:39

همه این سال ها که نبودی و یک جوری مرا ترک کردی که خرد شدم به تنهایی بلند شدم و سرپا شدم حالا که بعد این همه سال خبر ازدواجت را شنیده ام حس کردم که چقدر قوی بوده ام که توانستم بدون تو به راهم ادامه دهم و کنار کسی باشم که حداقل حرفی برای گفتن با من دارد ارزش من هیچ وقت کم نبود و این تو بودی که مرا ندیدی و قدرم را ندانستی. حالا تو را پشت همه خاطرات میگذارم و محکم و بر روی پاهای خودم می ایستم این منی که ساخته ای با منی که دیده بودی زمین تا آسمان فرق می کند...

برچسب: نویسنده: مریم صالحی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 11:39

گاهی حس میکنم هیچ کس لیاقت مهر و محبت من رو نداره یعنی قشنگ تا محبت می کنم ثابت میکنه بی لیاقته... چرا تا دستت رو به سمتشون دراز میکنی گاز میگیرن.. و واقعا بی معرفت اند..

برچسب: نویسنده: مریم صالحی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 11:39

صفحه بندی